تبليغاتX
آرمون بختیاری

آسمون اوری گرد بارون دربند ............ آرمون دیدنت منه دلم مند

رقص بختیاری 

+ تاريخ جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 18:7 نويسنده ماه پسند |


 

                                           آدمي که مالس اِره، ايمونس هم اِره.

"کسي که مالش مي رود، ايمانش هم مي رود."  کنايه از اينکه کسي که مالش به سرقت برود، ممکن است با مظنون شدن به اين و آن، ايمانش هم از دست برود.

آدميزاد، بونده بي باله.

"آدميزاد (همانند) پرنده اي است بدون بال".  کنايه از اينکه هر آينه ممکن است هجران و دوري براي انسان پيش آيد.

مرغ باغ ملکوتم، نيم از عالم خاک                            دو سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم    (مولانا)

آربيز به قيلون اگو، دو سيلا داري.

"الک به قليان مي گويد: دو سوراخ داري".  اين مثل زماني بکار ميرود که کسي عيب و ايراد خود را نبيند و به دنبال عيب جويي از ديگران باشد.  (تير را در چشم خودش نمي بيند، مو را در چشم ديگري مي بيند.)

آردم بختم، آربيزم آوختم.

"آردم را الک کردم، (و) الکم را هم آويزان کردم".  کنايه از اينکه همه کارهايم را انجام داده ام و ديگر کاري براي انجام دادن باقي نمانده است.

آسيو دراره، لوينه کپنه.

"آسياب در مي آورد (توليد مي کند)، آسيابان (لوينه) مي بلعد. (مصرف مي کند)".  اين مثل را بيشتر در مورد توليد کنندگان و نان آوران خانه بکار مي برند، زمانيکه مصرف کنندگان، رعايت اندازه و اعتدال را ننمايند.

ار اِخوي خاک کني من سرت، برو سر يه تل بلندي.

"اگر (حتي) ميخواهي خاک هم بر سر خودت بريزي، برو بالاي يک تپه بلند".  کنايه از بزرگ منشي و بلند همتي است.

ار بو خونه نيدي، اِدا شاهي ايکرد.

"اگر پدر خود را نمي ديد، ادعاي پادشاهي مي کرد".  اين ضرب المثل در مورد افرادي که خيلي زود اصل و نصب خود را فراموش کرده و به ديگران تفاخر مي کنند، بکار مي رود.

ار جووم دهرست، السم نه پهرست.

"اگر پيراهنم پاره شد. اصلم نپريد (از بين نرفت)".  اين ضرب المثل بيانگر اين نکته است که فقر و تنگدستي، اصالت خانوادگي و ارزشهاي اصيل را از بين نمي برد.

+ تاريخ شنبه هفتم مهر 1386ساعت 8:29 نويسنده ماه پسند |

در هر خانواده ايي ، مسكن ، خوراك و پوشاك سه عامل اصلي اقتصاد است . اگر اين سه عامل فراهم نشود زندگي و حياط هر خانواده  با خطر جدي مواجه مي شود . حال به ايفاي نقش زنان عشاير در اين سه مقوله مي پردازيم .

1-   مسكن :  مسكن عشاير را سياه چادرهايي تشكيل مي دهند كه از موي بز ساخته شده اند . زن عشايري موي بز را با دوك خود بارها و بارها مي تابد  تا محكم و آماده شود . سپس روزهاي متمادي ، شايد چند ماه ، موها را به هم مي تند . و  قسمت هاي اصلي سياه چادر را كه لت ناميده مي شود مي بافد . و با دسته ايي از نخ خاي مويين به هم مي دوزد . جهت اين نياز مهم ، هزينه ايي پرداخت نمي گردد و به خودي خود باري از دوش مردان برداشته مي شود .

2-   خوراك : كل غذاهاي  لبني و پروتئيني  توسط زنان فراهم مي گردد . زنان شير را مي دوشند و با آن ماست يا پنير درست مي كنند . ماست را مي زنند و دوغ وكره درست مي كنند . از دوغ كشك درست مي كنند . آنها مي پزند . و پا پرورش مرغ از خريد تخم مرغ هم بي نياز مي شوند .

3-   پوشاك : زنان عشاير در قسمتي ديگر از كارهاي خود با تابيدن و ريسيدن پشم و موي گوسفندان و رنگ كردنشان به بافتن قالي و قاليچه ، گليم و جاجيم هاي رنگارنگ مي پردازند ، تا هم هنر زن ايراني را به نمايش بگذارد و هم با فروش آنها خانواده ي خود را ياري كند . گليم ، قالي و قاليچه زير اندازهاي بسيار خوب و محكمي هستند و به قيمت بسيار بالايي در بازارهاي كشور و در سطح جهان به فروش مي رسند .

زنان عشاير در آوردن هيزم و آب و تربيت فرزندان مشغول به كارند . با توجه به مسائل بالا و فعاليت هاي زنان در زندگي خانوادگي مزدي دريافت نمي كنند و تصميم گيري جهت زندگي به عهده ي مردان است .

 

+ تاريخ یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 19:17 نويسنده ماه پسند |

مذهب در میان بختیاریها

ایل بختیاری قبل از آنکه تشیع در مملکت ایران رواج داشته باشد،شیعی مذهب بودند ودر مذهب خود،کمال تعصب را به خرج می دادند وسرایت این مذهب از شهر شوشتر به آنجا شده.درکتاب "مقامات المومنین"مسطور است که در عهد خلافت بنی امیه و بنی عباس اهالی خوزستان معتزلی مذهب بودندتا اینکه"امیرنجم الدین آملی"که از سادات بود به شوشتر آمدو دختر عزالدوله را که بزرگ سادات آن مناطق بود تزویج نمود و در رواج مذهب تشیع کوشید.

برخی قبول کردند و عده ای نپذیرفتند تا در اوایل سلطنت صفویه،"نورا..مرعشی" سایرین،

از جمله بختیاریهارا با تشیع آشنا نمود

 

 

نقل از کتاب "تاریخ بختیاری"

تالیف:علیقلی خان سردار اسعدوعبدالحسین لسان السلطنه سپهر

(با اندکی تصرف)

+ تاريخ یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 9:56 نويسنده ماه پسند |

مردمان بختیاری در مواقع برگزاري جشن‌ها و سرورها رقص‌هاي متنوعي دارند كه از معروفترين آنها رقص‌عروسي، رقص‌دستمال، رقص‌آرام، رقص‌تند و رقص مجسمه است.

 

 رقص‌عروسي

در مراسم عروسي زن ومرد بطور گروهي باهم مي‌رقصند و با اينكه قيد و بند حجاب كاملاً در اين منطقه وجود دارد   ر(البته‌براي‌غريبه‌ها)، در مراسم شادماني شركت آنها در رقص‌هاي گروهي مجاز است و مي‌توانند دست در دست ديگر رقصندگان با آهنگ ساز و دهل برقصند.

 

رقص دستمال

رقص محلي زنان در اين هنگام تماشايي است، زيرا زنان با لباسها ي رنگارنگ و زيور آلات مخصوص، در رقص دستمال شركت مي‌كنند.  دو عدد دستمال در دو دست خود ميگيرند و با تكان دادن دست و پا و جلو و عقب رفتن، در محيط دايره فرضي مي‌رقصند، در حالي كه تماشاگران آنها را در بر گرفته‌اند هركه قدرت تحمل رقص بيشتري را داشته باشد مورد تشويق تماشاچيان قرار مي‌گيرد. 

 

رقص آرام

در اين نوع رقص، رقصندگان سه قدم به طور ضربي به جلو بر مي‌دارند و دو قدم به عقب بر مي‌گردند و اين رفتار طوري تنظيم شده است كه از دايره منظم رقص خارج نمي‌شوند، ريتم اين نوع رقص به نسبت رقص‌هاي ديگر بختياري آرام است.

 

رقص تـند

در اين نوع رقص نيز حركات پاها مثل رقص آرام است با اين تفاوت كه رقص ريتم تندي دارد. اجرا كنندگان رقص دستمال‌ها را تندتند به دور سر مي‌چرخانند و روي شانه‌ها مي‌اندازند. گام‌ها نيز به صورت تند به طرف جلو برداشته مي‌شوند ولي رقصندگان به عقب بر نمي‌گردند.

 

رقص مجسمه

اين رقص با آهنگ ساز اجرا مي‌شود. هر وقت كه نواي ساز قطع مي‌شود، رقص كننده نيز در همان حال به آن حالتي كه آخرين لحظه آهنگ بوده، در جاي خود مي‌ايستد و تا آهنگ بعدي نواخته نشده حق ندارد از خود حركتي ظاهر نمايد. مهارت رقصنده در حالتي مشخص مي‌شود كه بتواند به موقع توقف كند و به موقع حركت نمايد.

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 10:15 نويسنده ماه پسند |

حسين پژمان بختياري در سال ۱۲۷۹ شمسي در تهران زاده شد. پدرش عليمرادخان از بختياريها بود و مادرش عالمتاج زني دانشمند و صاحب ذوق از نوادگان ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني که شعر نيکو مي گفت و ژاله تخلص مي کرد. پژمان تحصيلات خود را در تهران به پايان برد و با ادبيات فرانسوي کاملاْ آشنا شد. گذشته از تحصيلات ادبي, فن تلگراف بي سيم را هم فراگرفت و به همين علت به استخدام وزارت پست و تلگراف در آمد.
پژمان از آغاز جوواني به شعر و ادب علاقه مند بود و اوقات به مطالعه ديوانهاي شاعران صرف مي کرد. کتاب بهترين اشعار گردآورده پژمان که نخستين بار در سال ۱۳۱۲ شمسي چاپ شد از ذوق و حسن انتخاب او حکايت مي کند. چاپ منقحي از ديوان حافظ نيز که به کوشش او منتشر شده از چاپهاي مهم و طرف توجه است. حسين پژمان علاوه بر اين چند کتاب از فرانسه به فارسي ترجمه کرد که از آن جمله است: وفاي زن اثر بنيامين کنستان و آتالا و رنه از شاتو بريان. وي به سال ۱۳۵۵ شمسي در گذشت.
پژمان در شعر شيوه پيشينيان را مي پسنديد و از آنان پيروي مي کرد. بيشتر در قالبهاي قصيده, غزل و مثنوي شعر گفته و در سرودن قطعه و رباعي و برخي ديگر از قالبهاي شعري هم دست داشته است. پژمان به مثنوي سرايي علاقه اي خاص داشت. در شعرش مضامين و مفاهيم اجتماعي و عاطفي بسيار است. ديد مستقل شاعرانه و پرواز خيال او در شعر دودکشها که در قالب چهار پاره سروده شده, در نظر منتقدان وی را با ويليام بليک شاعر و نقاش سده نوزدهم انگلستان قابل مقايسه کرده است. شعر دود کشها با اين بند آغاز ميشود:
دودکشها بر فراز بامها هر نفس آهي زدل بر مي کشد
و زدهان قير گونشان دودها زاغ وش بر آسمان پر مي کشند
زبان پژمان نرم و غزلي و بروي هم ساده و نزديک به فهم است.

....ندارد
در کنج دلم عشق کسي خانه ندارد کس جاي در اين خانه ويرانه ندارد
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد کس تاب نگهداري ديوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش مانيست آن شمع که ميسوزد و پروانه ندارد
دل خانه عشقست خدا را به که گويم کارايشي از عشق کس اين خانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پاي ديوانه سر صحبت فرزانه ندارد
تا چند کني قضيه اسکندر و دارا ده روزه عمر اين همه افسانه ندارد

+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 12:54 نويسنده ماه پسند |