سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
من از سکون می ترسم..
اندیشه زندگی مردابی لرزه بر اندامم می اندازد...
یا من صدای پای آب را نمی شنوم،یا حجم صدای وزغ های مرداب زیاد شده است...
پی نوشت:کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش...کی روی؟ره زکه پرسی؟چه کنی؟چون باشی؟
اندیشه زندگی مردابی لرزه بر اندامم می اندازد...
یا من صدای پای آب را نمی شنوم،یا حجم صدای وزغ های مرداب زیاد شده است...
پی نوشت:کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش...کی روی؟ره زکه پرسی؟چه کنی؟چون باشی؟
نوشته شده توسط ماه پسند در ساعت 15:31 | لینک
|
