جمعه شانزدهم فروردین 1387
بهاران از راه رسيد و زمين و درختان ، از نو آماده ي رويش شدند . جوانه هاي نوپا اندك اندك منظره ي كوهپايه را با لباس سبز خود رنگين مي كردند . اما هنوز جاي ترنمي ديگر از قطره هاي زلال باران خالي بود . سبزه زار نوپا با تمام وجود رحمت الهي را فرياد زد . اما گويي تقدير رويداد ديگري را رقم مي زد . نگاه نافذ خورشيد همه ي ماجرا را از بالا زير نظر داشت و در دل به حال غمناك بيشه زار افسوس مي خورد . و سرانجام حادثه ي تلخ به وقوع پيوست . گرماي زود هنگام هوا طراوت تازه ي بهاران را زود تر از حد معمول به پايان رساند و امروز ، با آنكه فقط چند هفته از آغاز بهار مي گذرد ، طبيعت بي دفاع خود را در آستانه ي مرگي به مراتب غمناك تر از عرياني زمستان مي بيند .
اما با همه ي اين تفاصير بهار واقعي خواهد توانست تا هميشه ايي نامحدود در دلهاي سبز آدميان ماندگار بماند . بهاري كه با هر نگاه ، با هر لبخند و با هر محبتي كه فرزندان آدم نثار هم كنند شكوفه ايي دلفريب و بي نظير را در گلدان قلب هاشان خواهد روياند .
آري بهاران از راه رسيده است و روح و جان آدمي با ترنم گوشنواز عشق تازه خواهد شد . بياييم در آغاز سالي نو ، با همدلي و مهر ورزي ، دلهامان را از طراوت و پاكي لايزال الهي محروم نكنيم . انشاااله ( ف – رحيمي )
نوشته شده توسط ماه پسند در ساعت 21:0 | لینک
|
