|
آسمون اوری گرد بارون دربند ............ آرمون دیدنت منه دلم مند |
|
|
مالي نيست بر دامنه كوهي كه امروز سبز بر تن كرده بهار است اما خيالي نيست در سرشبان خسته كه ديروز را با گله اش مي گذراند بهار است اما بيت بلالي نيست بر لب كودكي سر خوش دوان دوان در ميان دشتي ازسبزي و زندگي بهار است اما خالي نيست برتن كبك تارازي كه ديروز شعر خوش سرمستي مي سرود بهار است اما هر چند حالي نيست اما هنوز نواي خوش چشمه ساران به ياد دخترك لچك ريالي زمزمه گر است .
+
تاريخ پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 12:40 نويسنده ماه پسند
|
نان بلوط اواخر بهارغ كوههاي زاگرس پوشيده از درختان " دار " است . دار داراي ميوه ايي بنام " بلوط " است . اين ميوه نزد عشاير بختياري از اهميت و جايگاه ممتازي برخوردار بوده و بوسيله ي آن نوعي نان منحصر به فرد تهيه مي كنند . زنان عشاير ابتدا بلوط هاي رسيده را در زمان برداشت محصول دوش به دوش مردان جمع اوري كرده با " تبره " ( توبره ) ، به مال مي آورند . سپس كلاهكي را كه در قسمت بالاي بلوط قرار دارد و به " كلاچه " معروف است را جدا كرده پس از ان بلوط ها را پاك مي كنند . بايد پوست نسبتا سخت بلوط را از آن جدا كرده و سپس بلوط ها را در " تاوه " برشته كنند تا پوست زيرين زرد رنگ انها هم جدا شود . اين پوسته ي زرد رنگ " جفت " ناميده مي شود كه مصارف مهم ديگري دارد . پس از آن بلوط هارا خشك كرده خرد مي كنند . خرد كردن بلوط توسط وسيله ايي ابتدايي بنام " بردله " صورت مي گيرد . بردله سنگيست پهن كه روي زمين قرار داده مي شود و به كمك سنگي استوانه ايي و غلطان بر روي آن كار خرد كردن بلوط ها انجام مي شود . بلوط ها را روي سطح صاف بردله ريخته سنگ استوانه ايي شكل سنگين را به تناوب روي انها مي غلتانند تا دانه هاي خشك بلوط زير سنگ خرد شود . سپس يك ديگ پر از آب جوش تهيه كرده بلوطهاي خرد شده را داخل ان مي ريزند تا پخته شود و به صورت خمير در بيايد . سه شبانه روز اين خمير را مي گذارند تا شكل خاصي به خود بگيرد و اصطلاحا " پف " شود . پس از آن يك شب هم خمير اماده شده را درون سبد چوبي بنام " سله " مي ريزند و در جريان اب روان قرار مي دهند تا تلخي ان از بين برود . زماني كه آماده شد به آن " كلگ " مي گويند . در نهايت براي درست كردن نان بلوط مقداري از اين خمير را با درصدي از آرد مخلوط كرده مي پزند كه به نان بدست آمده " كلگ فتيره " مي گويند .
+
تاريخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 12:13 نويسنده ماه پسند
|
علف كوهي ؛ ارمغان زاگرس بختياري امروز تصميم گرفتم براي شما در مورد گياهان بومي كوهها و دامنه هاي هميشه سبز بختياري بنويسم . گياهان معطر و زيبايي كه عموما از خاصيت دارويي هم برخوردارند . از وظايف مهم زنان بختياري تهيه و مورد استفاده قرار دادن اين قبيل گياهان در پخت و پز روزمره مي باشد . البته اين گياهان نزد افراد ايل به نام " علف كوهي" معروفند . " كرسُم " : گياهيست كه مي چينند و خشك مي كنند و مي كوبند و از الك رد مي كنند و با نمك مي آميزند و در غذاهايي مثل ابگوشت استفاده مي كنند كه موجب خوش طعم شدن بيشتر غذا مي شود . اين گياه را عموما اواخر بهار در زاگرس بختياري و ديگر مناطق كوهستاني مي توان ديد . " كلوس " : كه همان كرفس كوهي ست . داراي نوع نر وماده است . نر انرا خشك كرده مي كوبند و روي دوغ ريخته استفاده مي كنند . اين گياه خوشبو ومعطر الهام بخش بسياري از تصنيف هاي شورانگيز بختياري بوده و معمولا دلدار و معشوقه از نظر رعنايي و لطافت و خوش رايحه بودن به ان تشبه شده است . كلوس نيز مانند بسياري ديگر از گياهان كوهي اين مناطق اواخر بهار خود نمايي مي كند . " تره " : در فصل بهار مي چينند خشك كرده مي كوبند و عموما در غذاهاي گوشتي بخته و مصرف مي كنند . " بن سور" : يا به عبارتي بن سرخ كه ريشه ايي قرمز دارد . هم تازه ي انرا مي پزند و با روغن سرخ كرده مصرف مي كنند و هم اينكه آنرا مي چينند و خشك مي كنند و در مواقع لزوم از ان استفاده مي كنند . فصل گرد آوري ان هم بهار است . " موسير " : كه ريشه ايي شبيه پياز دارد . سفيد رنگ است و تا حدودي تلخ كه شيرين كردن آن مقدمات خاصي را طلب مي كند . با آب مي پزند ، يكي دو يا سه مرتبه . و آب انرا خالي كرده سه روز هم در اب روان مي گذارند تا مزه اش خوب شود . معمولا براي خوشبو كردن دوغي كه مي خواهند تهيه كنند استفاده شده و مدتي را در كنار دوغ سپري مي كند يا اينكه با روغن پخته و مي خورند .
+
تاريخ دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 11:41 نويسنده ماه پسند
|
يه غزل وه زوون بختياري انتخاب كِردِمه كه امِدوارم خَوشِتو وا.البته ئي غزل خيلي هم بختياري ني ولي به هر حال قشَنگه.(منظورم زه هِكِه گُفتِم بختياري ني هِوي كه بئشتر كلِمه هاس فارسيِن) سياهي سر زلفِ تو روزگار مُنِه كِرشمه كارتُنِه و گِريوِه كارمُنِه دلُمِ نخواست كه زلف سياسه خَم بِزنه يُو هر قَدَر كه به پيچِس،گِره به كار مُنِه زديري تو چُونو خين اِريزه اِز دل مُو كه مرگ حاضر و هردم به انتظار مُنِه تمومِ حَسرَت و دلتنگي مُو اِز اينه خدانكرده بفهمي يو روزگار مُنِه گذشت "افسر"دي روزگار خَوشحالي خران عشقِ گِرهِده گُلِ بَهار مُنِه شعر:داراب افسر بختياري-سال 1316
+
تاريخ جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 20:54 نويسنده ماه پسند
|
سلام ...سلامي به عظمت كوههاي سرسبز ايل بزرگ بختياري... به رشادت مردان و زنانش به سرزمين پهناورش مزارع پر گل و چمنش ..دليران و جنگجويان تاريخش به چشمه سارهها و درختان كهن سال بلوطش ...وبلاخره..به نواي دل انگيز كوك تارازش..... دوستان عزيز من در اين وبلاك سعي دارم درباره فرهنك و اداب و رسوم بختياري بنويسم .چون خودم فرزند ايل هستم و به اين فرهنگ و تمدن افتخار ميكنم....اميدوارم كه در اين راه موفق باشم البته با كمك شما دوستان عزيز حق يارتان دل زدوري تو اي دوست زجون سير آبيد پيروابيد وزداغ تو زمينگير آبيد با همه مهر و وفا يار زمو دل تنگه مو ندونم كه محبت به چه تعبيرآبيد
+
تاريخ پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 9:44 نويسنده ماه پسند
|
|